نو آوری احتمال موفقیت هر شغلی را افزایش می دهد، اما به هر حال اکثر مردم نمیدانند که از کجا باید شروع کنند. اغلب فکر میکنند که نوآوری فقط همان نوآوری است. نوآوری از این بیشتر است . مثلا اختراع و نوآوری در باره عقاید جدید و پاسخ به گرایش های جدید و شرایط بازار و آباد کردن و اصلاح کردن تولیدات و خدماتی که تا به حال می داده اند.
برای شروع نوآوری عقاید جدید نیاز است. این عقاید اساس تولیدات ،خدمات یا فرآیند هایی که نیاز ها را ارضا می کند تشکیل می دهد.نتایج آن ایجاد یا حل مشکلات می باشد. این عقاید می تواند از هر ناحیه ی که شامل مشتری یا ناحیه ای که شما به مشکل برخورد کرده اید به وجود آید.
هنگامیکه هیچ راه کاملا موفق با ضمانت در آفریدن و خلق نظرها و عقیده ها وجود ندارد، یکی از بهترین راهها گوش دادن به نظر مشتری ها هست. یادآوری میکنیم که هر شخصی در کارش توان بالقوه ای در خلاقیت دارد . هر کارگری یک دیدگاه مختلف با بقیه خواهد داشت یا با پیش زمینه ای متفاوت می آید و این کمک خواهد کرد در خلق عقاید گوناگون. حتی کوچکترین عقیده هم میتواند سبب بهبود تولیدات شود.
در شروع کردن با یک عقیده ، مراحل زیاد ، تحت فرایند نوآوری وجود دارد. اططلاعات بیشتری یافت میشود در فرآیندها در جواب این سوال که «چگونه عقیده ام را متناسب با بازار بسازم»
به منظور افزایش جریان عقاید خلاق، به نوآوری در کار نیاز است. تعدادی از مشخصه های سازمانهای اساسی که می توانند در حمایت از فرهنگ کارآفرینی مورد توجه قرار گیرند به شرح زیر است:
1- فرهنگ درونی و بیرونی کار میتواند بر توانایی کار آفرین در کار موثر واقع شود،خلاقیت در فرهنگی که ترسی از ریسک پزیری نداشته باشد شکوفا می شود ، ارزش آزمایش کردن و امتحان کردن را تشویق کند، سازگار و قابل انعطاف و جایزه برای کارهای مخاطره آمیز وجود داشته باشد.هر نوآوری معمولا به هدایت یک مدیر عالی شغل نیاز دارد.
2-برای اینکه کار نوآور باشد ، باید کار قابل انعطاف باشد و در بروی عقاید جدیدی باز باشد مدیران نیاز دارند به پذیرش نگرش مثبت و بالا بردن کانون توان بالقوه یرای زاید کردن رقابت بین نوآوران و مبتکران
3-تخصیص منابع برای نوآوری شامل منابع مالی و نیروی انسانی (پرسنل)که بستگی دارد به دانش مدیریت از منافع عقاید جدید متاسفانه اغلب فکر نمی کنند ( نگاهشان اینطور نیست) که هزینه ی که برای اختراع میگذارند خود یک سرمایه است بلکه آنرا به دید هزینه میبینند. در ابداع و نوآوری نیاز است منابع تخصیص داده شوند حتی اگر به کارمندان زمانی را بدهد برای به وجود آمدن عقاید جدید.
4-وجود یک جریان آزاد اطلاعاتی و عقایدی بالا یا پایین و در طرف دیگر تشویق کار به توسعه راههای اجرا و توانایی هدایت با توسعه محصولات جدید. فرایندهایی که اجازه میدهد به کارگران برای پیشنهاد در راستای بهبود عقیده و انتشار این عقیده ها و جایزه دادن برای کارهای کارآفرینی می تواند اجرایی و ابزار خوبی باشد.
5-یک فرهنگ پیوشته آموزشی میتواند تشویق کند از طریق حمایت از برنامه آموزشی و از طریق آموزش شغلی مهارتهای نوآوری را بالا ببرد.
منبع:http://www.golha.ir/
